اثرات جنگ بر کودکان و نوجوانان و راههای رهایی از آنها چیست؟ یکی از ویرانگرترین رویدادهایی که یک انسان میتواند تجربه کند، جنگ است؛ رویدادی که پیامدهای روانشناختی و عاطفی متعددی به دنبال دارد. گاهی برای حل این مسائل نیازمند مراجعه به مشاور کودک و نوجوان هستیم. در چنین شرایطی، کودکان و نوجوانان بیشتر در معرض آسیب قرار میگیرند. افراد در این گروههای سنی، به میزان زیادی تحت تأثیر جنگ و درگیریهای مسلحانه قرار گرفته و با چالشهایی مواجه میشوند که میتوانند اثرات عمیق و ماندگاری بر رشد و سلامتشان داشته باشد.
در این مقاله، ما خطرات جنگ بر سلامت کودکان و نوجوانان را بررسی کرده و راهکارهایی برای رفع آن ارائه مینماییم که توسط پژوهشهای کلیدی متعدد بهدست آمدهاند.
پیامدهای جنگ بر سلامت کودکان و نوجوانان
گرفتار شدن در بحبوحه جنگ و درگیری، تأثیری عمیق بر سلامت روانی میگذارد. در جنگ، رویدادهای هولناک متعددی رخ میدهد که هر یک بهتنهایی قادر به آسیب رساندن به افراد به خصوص کودکان و نوجوانان هستند و رشد آنها را تهدید مینمایند. وقتی اخبار مربوط به درگیری یا جنگ به تیتر رسانهها و خبرگزاریها تبدیل میشوند، احساساتی مانند ترس و اندوه و خشم و اضطراب در آنها برانگیخته میشوند.
کودکان و نوجوانان سالم هنگام تجربه موقعیتهای استرسزا، بهتدریج توانایی شناسایی احساسات خود و استفاده از استدلال و ارتباط برای مقابله را پرورش میدهند؛ اما کودکان و نوجوانانی که تروماهای پیچیده مانند جنگ را تجربه کردهاند، به گفته پژوهشگران «در هر دو مهارت، ضعیف ظاهر میشوند». آنان هنگام تجربه استرس، دچار آشفتگی میشوند و تمایل دارند واکنشی توأم با درماندگی شدید، سردرگمی، انزوا و یا خشم نشان دهند.
پیامدهای این معضلات، فقط محدود به سلامت روان نیستند و سلامت جسمی را هم شامل میشوند. مثلاً کودکان و نوجوانانی که در آلمان طی جنگ جهانی دوم در معرض بمباران قرار گرفته بودند، در اوایل دهه شصت زندگی خود بیش از دو برابر بیشتر در معرض ابتلا به بیماریهای شدید بودند؛ احتمالا استرس آسیبزای آن دوران، با ریسک بالاتر پیامدهای نامطلوب جسمی متعدد (از جمله فشار خون بالا، بیماریهای قلبیعروقی، آسم، کمردرد و حتی سرطان) همراه بوده است. در نهایت، فقدان امنیت و استرسهای دوران جنگ موجب تغییر در سیستمهای عصبی و ایمنی (محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–آدرنال (HPA) و سیستم عصبی خودمختار). تغییر در فعالیت این سیستمها، همچنین با پیامدهای نامطلوب سلامت روان و جسم پس از مواجهه با استرس مرتبط است.
ظهور دوباره تروماها و خطرات بیتوجهی به جنگزدهها
در زمان جنگ و نزاعها، جامعه بینالمللی اغلب بر واکنش فوری تمرکز میکند مانند اسکان آوارگان و ارائه کمکهای اولیه. بعد از اتمام جنگ و فروکش کردن درگیریها، توجهها به سمت بحرانهای بعدی معطوف میشود. پیامدهای بلندمدت سلامت روان و عوارض روانی اجتماعی که گریبان کودکان، نوجوانان و خانوادههای آسیب دیده را گرفته، در این حالت فراموش میشوند؛ به طور کلی، سلامت روان توجه محدودی از سوی سیاستگذاران و نهادهای تامین مالی دریافت کرده و مردم در کشورهای درگیر در جنگ، بهندرت خدمات سلامت روان جدی دریافت میکنند.
فقدان حمایت از کودکان و نوجوانان جنگدیده، سبب میشود تروماهای آنها مجدداً ظهور کند. به طور مثال با شنیدن صداهای بلند، آنها مضطرب شده و خشونتهای گذشته را به یاد میآورند. وضعیت زمانی دشوارتر میشود که کودکان و نوجوانان، شاهد کشته شدن والدین خود در برابر چشمانشان بودهاند. وقتی کودک یا نوجوان به مدتی طولانی در این شرایط قرار گیرد و بدون درمان رها شود، رشد مغزی و رفتار و سلامت کلیاش تحت تأثیر قرار میگیرند. از منظر رشدی، محیط رشد تهدیدکننده و ناامن فشار قابل توجهی بر منابع روانشناختی وارد میکند و توانایی مدیریت تکالیف رشدی متناسب با سن را به خطر میاندازد.
کودکان و نوجوانان جنگزده نهتنها نیازمند دسترسی فوری به خدمات اساسی مانند مراقبتهای بهداشتی، آموزش و حمایتهای روانیاجتماعی هستند، بلکه ممکن است به دلیل دوری از والدین در معرض خطر سوءاستفاده و خشونت قرار بگیرند و مثلاً گیر باندهای قاچاق انسان بیفتند.

اصول مداخله برای پاسخگویی مناسب به نیازهای جوامع جنگزده
مداخله مبتنی بر شواهد، راهی مهم است برای پاسخ مناسب دادن به نیازهای کودک و نوجوانهایی که از بلایا و خشونت گسترده رنج بردهاند. کارشناسان، پنج اصل مداخلهای را بهعنوان «عناصر اساسی» مداخلات تروما در مقیاس گسترده در کوتاهمدت و میانمدت مشخص کردهاند که باید (۱) احساس امنیت، (۲) آرام سازی، (۳) احساس کارآمدی فردی و جمعی، (۴) پیوند و ارتباط و (۵) امید را تقویت کنند.

اقدامات لازم برای رفع مشکلات ناشی از جنگ
پژوهشها درباره جنگهایی که کودکان و نوجوانان را درگیر کردهاند، نشان میدهد حمایت گسترده از آنان میتواند به افزایش تابآوری و بهبود مادامالعمر آنان کمک کند. راههای متعددی وجود دارد که بزرگسالان میتوانند چه در زمان بروز یک رویداد آسیبزا و چه پس از آن، از آنها استفاده کرده و بدین ترتیب، از کودکان و نوجوانان حمایت کنند. این ۲۰ راهکار، به آنها کمک زیادی میکنند:
۱. درباره دانستهها و حسهای فرزندتان اطلاعات کسب کنید.
زمان و مکانی را انتخاب کنید که بتوانید موضوع را بهطور طبیعی مطرح کنید و کودک یا نوجوان، احتمالاً احساس راحتی بیشتری برای صحبت آزادانه داشته باشد؛ مانند هنگام صرف یک وعده غذایی خانوادگی. سعی کنید دقیقاً پیش از زمان خواب، درباره این موضوع صحبت نکنید.
از فرزند خود بپرسید چه چیزهایی میداند و چه احساسی دارد. برخی از آنها ممکن است اطلاعات کمی درباره آنچه در حال رخ دادن است، داشته باشند و تمایلی به صحبت نشان ندهند؛ برخی دیگر، ممکن است در سکوت نگران باشند. در مورد کودکان خردسال، نقاشی کشیدن و داستانگویی و فعالیتهای دیگر میتواند به باز کردن باب گفتگو کمک کند.
۲. سیل اخبار را محدود کنید.
کودکان و نوجوانان، میتوانند از راههای گوناگون با اخبار آشنا شوند. جریان مداوم تصاویر ناراحتکننده و تیترهای هشداردهنده، میتواند این احساس را ایجاد کند که بحران همهجا را فرا گرفته است. به میزان مواجهه کودکان و نوجوانان با اخبار بهویژه زمانی که پر از تیترهای هشداردهنده و تصاویر ناراحتکننده است، توجه داشته باشید.
کودکان خردسال، ممکن است نتوانند میان تصاویر روی صفحه نمایش و واقعیت شخصی خود تمایز قائل شوند و حتی اگر درگیری در مکانی دور رخ دهد، تصور کنند در خطر فوری هستند. در حضور کودکان خردسال، خاموش کردن تلویزیون را در نظر بگیرید و تا حد امکان، با ایجاد حواسپرتیهای مثبت مانند بازی کردن یا رفتن به پیادهروی خانوادگی، تعادل ایجاد کنید.
کودکان بزرگتر و نوجوانان، ممکن است مطالب نگرانکنندهای در شبکههای اجتماعی دیده باشند و از گسترش احتمالی رویدادها بترسند؛ پس مهم است بررسی کنید چه چیزهایی میبینند و میشنوند. این فرصتی است برای گفتگو درباره مدت زمان تماشای اخبار، یاد دادن منابع خبری مورد اعتمادشان، اطمینانبخشی به آنها و در صورت لزوم، اصلاح اطلاعات نادرستی که ممکن است دیده یا شنیده باشند.
۳. آرام و متناسب با سن فرزند صحبت کنید.
کودکان و نوجوانان حق دارند بدانند در جهان چه میگذرد، اما بزرگسالان نیز مسئول این هستند که آنها را از پریشانی محافظت کنند. شما فرزند خود را بهتر از هر کسی میشناسید. از زبانی متناسب با سن او استفاده کنید، واکنشهایش را زیر نظر بگیرید و نسبت به سطح اضطرابش، حساس باشید. سعی کنید ترسهای خود را بیش از حد با آنها در میان نگذارید. آرام صحبت کنید و به زبان بدن خود مانند حالت چهره، توجه داشته باشید.
حتماً احساسات نوجوان یا کودک را به رسمیت بشناسید و به آنها اطمینان دهید هر احساسی که دارند، طبیعی است. با دادن توجه کامل خود نشان دهید که در حال گوش دادن هستید و یادآوری کنید هر زمان که بخواهند، میتوانند با شما یا یک بزرگسال مورد اعتماد دیگر صحبت کنند.
تا حد امکان، به فرزندان خود اطمینان دهید که از هرگونه خطر در امان هستند. به آنها یادآوری کنید افراد زیادی در سراسر جهان، سخت تلاش میکنند تا به درگیریها پایان دهند و صلح برقرار کنند.
به خاطر داشته باشید اشکالی ندارد اگر پاسخ همه پرسشها را ندانید. میتوانید بگویید لازم است پاسخ را جستجو کنید و یا در مورد نوجوانان، این موضوع را به فرصتی برای یافتن پاسخها بهصورت مشترک تبدیل کنید. از وبسایتهای سازمانهای خبری معتبر یا نهادهای بینالمللی مانند UNICEF و United Nations استفاده کنید. به فرزندتان توضیح دهید که همه اطلاعات آنلاین، دقیق نیستند و اهمیت استفاده از منابع قابل اعتماد را یادآور شوید.
۴. گفتگو را با دقت به پایان برسانید.
در پایان گفتگو، مهم است مطمئن شوید کودک یا نوجوان را در وضعیت پریشانی رها نکردهاید. به او یادآوری کنید که به او اهمیت میدهید و هر زمان که احساس نگرانی کند، برای گوش دادن به او و حمایت از وی حضور دارید.
۵. به پیگیری ادامه دهید.
با ادامه یافتن اخبار مربوط به درگیری و جنگ، شما باید همچنان وضعیت فرزندتان را بررسی کنید. حال او چطور است؟ چه احساسی دارد؟ آیا سوال جدیدی ذهنش را مشغول کرده و یا موضوعی هست که بخواهد درباره آن صحبت کند؟
اگر فرزندتان دوباره موضوعی را مطرح کرد، آماده گفتگو باشید. اگر دقیقاً پیش از خواب است، گفتگو را با فعالیتی مثبت مانند خواندن داستان مورد علاقهاش به پایان برسانید تا به خواب آرام او کمک کند. اگر به نظر میرسد فرزند شما نگران یا مضطرب است، به تغییرات رفتاری یا جسمی مانند دلدرد و سردرد وی توجه کنید.
کودکان و نوجوانان، واکنشهای متفاوتی به رویدادهای ناخوشایند نشان میدهند و برخی نشانههای پریشانی ممکن است آشکار نباشد. کودکان خردسال ممکن است وابستگی بیشتری نشان دهند، در حالی که نوجوانان ممکن است اندوه یا خشم شدید بروز دهند. بسیاری از این واکنشها، طبیعی و موقتی هستند؛ اما اگر برای مدت طولانی ادامه یابند، ممکن است نیاز به حمایت تخصصی وجود داشته باشد.
شما میتوانید با انجام فعالیتهایی مانند تمرین تنفس شکمی، به کاهش استرس فرزندتان کمک کنید:
• ۵ نفس عمیق بکشید؛ ۵ ثانیه دم و ۵ ثانیه بازدم، از بینی نفس بکشید و از دهان بیرون دهید.
• توضیح دهید هنگام دم، شکمشان مانند یک بادکنک بهآرامی پر میشود و هنگام بازدم، هوا بهآرامی از بادکنک خارج میشود.
۶. همدلی را گسترش داده و به کسی برچسب نزنید.
درگیریهای نظامی و جنگها، اغلب با پیشداوری و تبعیض همراه میشوند؛ چه علیه یک مردم و چه یک کشور. هنگام صحبت با کودکان و نوجوانان، از زدن برچسبهایی مانند «آدمهای بد» یا «شرور» پرهیز کنید و در عوض، از این فرصت برای تقویت حس همدلی استفاده کنید؛ برای مثال، از خانوادههایی حرف بزنید که مجبور به ترک خانههایشان شدهاند.

حتی اگر درگیری در کشوری دور رخ دهد، میتواند موجب تبعیض در محیط اطراف شما شود. بررسی کنید که فرزندتان قربانی قلدری نشده باشد و یا خود در آن مشارکت نداشته باشد. اگر در مدرسه مورد تمسخر یا آزار قرار گرفته است، او را تشویق کنید موضوع را با شما یا یک بزرگسال مورد اعتماد در میان بگذارد.
۷. ممکن است عامل اصلی مشکل، خود بزرگترها باشند.
یکی از مهمترین عوامل محافظت از کودک و نوجوان در برابر آسیبهای روانی جنگ و افزایش تابآوری برای آنان، رابطهشان با والدینشان است. حضور فعال و موثر یک بزرگسال، نقش سپر محافظ را ایفا میکند. مطالعهای که روی چند کودک و نوجوان جنگدیده انجام شد، مشخص شد که کودکان و نوجوانان دارای والدین فعال و حاضر کمتر دچار علائم اختلالات روانی شدهاند. در مقابل آنهایی که بهاجبار در زمان جنگ از والدین جدا شدهاند، در دهه شصت زندگی خود تقریبا چهار برابر بیشتر از سایرین در معرض ضعف سلامت بودند.
۸. ابتدا استرس والدین باید کاهش یابد.
پژوهشگران میگویند والدین آسیبدیده نیز به حمایت نیاز دارند؛ نه فقط برای خودشان، بلکه به خاطر فرزندانشان. تا حد امکان، بزرگسالان باید از راهبردهای مقابلهای برای تنظیم هیجانات خود استفاده کنند مانند تمرین تنفس عمیق و مدیتیشن.

۹. از خودتان مراقبت کنید.
نوجوانان و کودکان، واکنش شما به اخبار را درک میکنند؛ بنابراین برایشان آرامشبخش است بدانند شما آرام و خونسرد هستید.
اگر احساس اضطراب یا ناراحتی دارید، زمانی را به خود اختصاص دهید و با اعضای خانواده، دوستان یا افراد مورد اعتماد ارتباط برقرار کنید. به نحوه و میزان دنبال کردن و تماشای اخبار توجه داشته باشید: بهجای آنلاین شدن مداوم، زمانهای مشخصی در روز را برای پیگیری رویدادها تعیین کنید. تا حد امکان، زمانی را به انجام فعالیتهایی اختصاص دهید که به آرامش و بازیابی انرژی شما کمک میکنند.
۱۰. مهربان و حمایتگر باشید.
استرس یا تروما در بزرگسالان، به شیوههای فرزندپروری ناسازگارانه منجر میشود. والدین جنگزده، اغلب صمیمیت کمتر و سختگیری بیشتر نشان میدهند و حتی احتمال واکنش فیزیکی خشونتآمیز از سوی آنها وجود دارد؛ در حالیکه فرزندان آنان نیازمند حمایت و محبت بیشتر هستند.
صمیمیت و حساسیت بزرگسالان، نقش محافظتی دارد و روشهای تنبیهی، مشکلاتی مثل پرخاشگری بچهها را تشدید مینماید. احساس عشق بیقیدوشرط بهویژه در زمان ناامنی کودک و نوجوان، اهمیت زیادی دارد و بسیار حیاتی است.
۱۱. به دنبال حمایت اجتماعی باشید.
در زمانهای دشوار، ممکن است وسوسه شوید از دیگران فاصله بگیرید. اما حمایت اجتماعی، یکی از مهمترین عوامل تابآوری در نوجوانان و کودکان است. هرچه تعداد روابط «ایمن، باثبات و حمایتگر» آنان بیشتر باشد، تابآوریشان نیز بالاتر است.
۱۲. حفظ ارتباط
نوجوانان و کودکان باید بدانند میتوانند برای دانستن جواب هر پرسش یا رفع هر نگرانی نزد شما بیایند. ممکن است لازم باشد خودتان گفتگو را آغاز کنید و از آنها سوال بپرسید. گفتگوی صادقانه بین والدین و فرزندان، اهمیت زیادی دارد و کمک زیادی به اصلاح برداشتهای نادرست میکند.
۱۳. تعادل در رفتار و گفتار داشته باشید.
شما نباید ترس خود را بیشازحد برجسته کنید. مهم است میان گفتن حقیقت درباره دشواریهای جنگ و انتقال امید و احساس امنیت به فرزندانتان، تعادل برقرار نمایید.
۱۴. قولی ندهید که نتوانید به آن عمل کنید.
قول این را ندهید که امنیت فرزندتان مطلق است؛ بهتر است بگویید: «این وضعیت خطرناک است و نمیتوانم تضمین کنم همیشه در امان باشیم؛ اما هر کاری از دستم بربیاید، برای محافظت از تو انجام میدهم.»
۱۵. تلویزیون را خاموش کنید.
تماشای مداوم تصاویر و اخبار خشونتآمیز، میتواند اضطراب را افزایش دهد. بهتر است مواجهه با این مضامین را به حداقل برسانید.
۱۶. استفاده از شبکههای اجتماعی را محدود کنید.
تصاویر گرافیکی، اطلاعات نادرست و خشونتآمیز زیادی در شبکههای اجتماعی منتشر میشود. بهویژه درباره نوجوانان، لازم است درباره منابع خبری و میزان مشاهده اخبار گفتگو نمایید.
۱۷. قدرت کمک کردن را به یاد داشته باشید.
تشویق کودکان و نوجوانان به کمک به دیگران، به آنها احساس عاملیت میدهد؛ همنوعدوستی، با رضایت از زندگی مرتبط است.
۱۸. راهبردهای مقابلهای را آموزش دهید.
نوجوانان و حتی کودکان خردسال میتوانند تنفس عمیق، فعالیت بدنی و یا بازی را بهعنوان ابزار تنظیم هیجان بیاموزند. بازی، نقشی حیاتی در ترمیم روانی دارد.
۱۹. احساسات فرزندتان را شناسایی کرده و دربارهشان صحبت کنید.
وقتی کودکان و نوجوانان بتوانند احساسات خود و دیگران را شناسایی و درک کنند، بهتر با تروما کنار میآیند. «مربیگری هیجانی»، میتواند در این مسیر کمککننده باشد.

۲۰. در صورت لزوم، کمک حرفهای بگیرید.
برای کودکان و نوجوانانی با اختلالات بالینی، مداخله تخصصی ممکن است بهترین گزینه باشد. مطالعات نشان دادهاند رواندرمانی کوتاهمدت، میتواند علائم حاد و غیرحاد بخش زیادی از کودکان آسیبدیده را بهبود بخشد.
جمعبندی
کودکان برای آنکه سالم رشد کنند، نیاز دارند احساس امنیت و عشق داشته باشند و نیازهای اساسیشان برآورده شود. در آشوب جنگ، ارکان اصلی سلامت و رفاه کودک اغلب تحت تأثیر منفی قرار گرفته و بهطور کامل از هم میپاشند. زندگی در استرس ناشی از بمبارانها، حملات هوایی و صدای گلولهها و هرگونه احتمال جدایی از خانواده یا مراقبان، ترس و ناامنی عمیقی ایجاد کرده و اندوه را تشدید میکند. حتی زمانی که فرزندتان از ویرانیهای جنگ جان سالم به در میبرد، تروما و استرس با وی باقی میمانند و میتوانند بر رشد مغزی و احساس کلی سلامت و رفاه او تأثیر منفی بگذارند. هرچند بزرگترها میتوانند اقدامات زیادی برای محافظت از کودکان و نوجوانان در این زمینه انجام دهند، این مسئولیت نباید فقط بر دوش آنها باشد. این مسئولیتی است که با کمک روانشناسهای حرفهای، بهتر قابل رفع شدن است. همین حالا با کلینیک روانشناسی و روانپزشکی نیکمایند تماس بگیرید و نوبت مشاوره خود را رزرو کنید.










