سرکوب احساسات؛ سدی در برابر رشد و آرامش روان است.
بسیاری از افراد حتی با وجود طوفان درونشان، فکر میکنند که باید احساسات را سرکوب کرده و منطقی عمل کنند. سرکوب احساسات، راهی آسان برای زندگی کردن است؛ اما برخی پژوهشها نشان میدهند اگر برای مدت طولانی احساسات واقعی خود را سرکوب یا نادیده بگیرید، این کار میتواند سلامت جسم و روان شما را تحت تأثیر قرار دهد. در این مقاله خواهید آموخت که سرکوب احساسات به چه معناست، به چه دلایلی رخ میدهد، علائم و پیامدهایش چیست و چگونه میتوان راهی سالم برای مواجهه با آن پیدا کرد.
سرکوب احساسی چیست؟
احساسات، زبان درونی ما برای درک جهان پیرامونمان هستند؛ واکنشهایی طبیعی که نشانهای از انسان بودن و زنده بودن ما هستند. با این حال، همیشه این احساسات به شکل واقعی و صادقانه بروز نمیکنند. گاهی احساساتمان که به جای دیده شدن، تغییر شکل میدهند و خود را در قالب خشم، بیحوصلگی، بیتفاوتی یا حتی خستگی مزمن نشان میدهند.
نادیده گرفتن احساسات، مانعی جدی در مسیر رشد شخصی و روانی ماست. با سرکوب کردن احساسات، ما در واقع بخشی از وجود خود را خاموش میسازیم. سرکوب احساسات، تلاش آگاهانه است برای پنهان کرد افکار و حسهای ناخوشایند. این سرکوب، میتواند در قالب رفتارهایی روزمره بروز کند مثل: پناه بردن به تماشای بیوقفه تلویزیون، غرق شدن در شبکههای اجتماعی، پرخوری یا کمخوری، مصرف مواد مخدر و یا حتی افراط در ورزش و کار.
این روشها، در ظاهر به ما احساس آرامش موقتی میدهند و در واقع، پوششی هستند برای دردهایی که نیاز به توجه و درک دارند. احساسات سرکوبشده، دیر یا زود راهی برای بروز پیدا میکنند. مواجهه صادقانه با احساسات حتی با وجود دشواری، قدمی اساسی برای رسیدن به خودآگاهی عمیقتر است.
سرکوب احساسات و بازنگری در احساسات
بازنگری در احساسات یا Reappraisal، یکی از سالمترین و کارآمدترین راهها برای مدیریت هیجانات درونی است و به ما کمک میکند احساسات خود را بفهمیم، معنا کنیم و از زاویهای تازه به آنها بنگریم. این روش، با سرکوب احساسی تفاوت دارد.
سرکوب، به نادیده گرفتن یا پنهان کردن احساسات اشاره دارد و بازنگری در احساسات، یعنی تغییر واکنشمان به یک موقعیت. اگر حسها فروکش کنند و ما دیگر به سراغشان نرویم، سرکوب احساسی رخ میدهد. تنظیم احساسات و هیجانات فروکش کرده، به ما کمک میکند آگاهانه با آنها روبرو شده و به فرصتی برای رشد تبدیلشان کنیم؛ در نتیجه، پلی بین عقل و احساس میسازیم و طوفان درونی را به آرامش تبدیل مینماییم.
دلیل سرکوب احساسات چیست؟
وقتی از سرکوب احساسات سخن میگوییم، در واقع اشاره به مفهوم «مهار نشانههای بیرونیِ احساسات درونی» داریم؛ یعنی تلاشی ناخودآگاه یا آگاهانه برای خاموش کردنِ احساسات به منظور کنترل شرایط. دلایل عمیق و گاه دردناکی وجود دارد که انسان را به سمت سرکوب احساسات سوق میدهد:
۱. آموختههای کودکی و باور به نامطلوب بودن ابراز احساسات: بسیاری از ما از دوران کودکی آموختهایم که بروز احساسات، نشانهی ضعف است. کودکانی که هنگام ناراحتی عباراتی چون «گریه نکن» یا «قوی باش» را میشنوند، یاد میگیرند احساسات خود را پنهان کنند و در بزرگسالی، این تلاش فرد در قوی و موفق نشان دادن خود و منطقی به نظر رسیدن نِمود پیدا میکند. این باور، به این دلیل است که فرد نمیخواهد کنترل را از دست دهد و از دیگران عقب بماند.
۲. همسویی با انتظارات اجتماعی و نقشپذیری اجباری: در جوامعی که احساساتی مانند اندوه و ترس بهعنوان ضعف تلقی میشوند، افراد ناچارند احساسات ناخوشایندشان را مخفی و به جای آنها، هیجانات «قابل قبول» را بیاورند. مثلاً ممکن است فرد خشمگین، وانمود کند آرام و منطقی است تا اسیر قضاوت دیگران نباشد و در نقشی که جامعه برایش تعیین کرده، فرو رود.
۳. آموزش حرفهایِ کنترل احساسات در مشاغل خاص: در برخی حرفهها از جمله پزشکی، پرستاری، ارتش و نیروهای امدادی، سرکوب احساسات بخشی از آموزش رسمی است. از این افراد انتظار میرود در مواجهه با مشکلات، آرام و حرفهای عمل کنند و کنترل هیجانات داشته باشند. کنترل هیجان این افراد در صورت عدم پردازش، احتمالاً منجر به انباشت هیجانات فروخورده و فرسودگی روانی و یا حتی اختلالات اضطرابی و افسردگی میشود.
سرکوب احساسات در درازمدت، ما را از ارتباط واقعی با خود و دیگران بازمیدارد و شکافی عمیق میان حسها و واکنشهایی که نشان میدهیم، پدید میآورد؛ این شکاف، فقط با پذیرفتن احساسات و بیان آگاهانه آنها ترمیم میشود.
پیامدهای بلندمدت سرکوب احساسات
احساسات، نه ضعف هستند و نه مانع رشد. وقتی احساسات نادیده گرفته میشوند، از بین نمیروند و دیر یا زود، خود را در قالب رفتارهای ناخواسته یا واکنشهای غیرقابل کنترل نشان میدهند. این بیتوجهی به دنیای درون، پیامدهایی موثر بر ذهن و جسم و روابط فرد خواهد داشت از جمله:
• فشار روانی و فرسودگی ذهنی: سرکوب طولانیمدت احساسات، انرژی روانی زیادی میطلبد. فشار روانیای که به انسان در این پروسه وارد میشود، در نهایت اضطراب و افسردگی را به همراه دارد. متخصصان انجمن روانشناسی آمریکا (APA) معتقدند با نادیده گرفتن هیجانات درونی، افکار منفی و احساس پوچی ایجاد میشود.
• آسیبهای جسمی و اختلال در سلامت فیزیکی: طبق تحقیقات، سرکوب احساسات مستقیماً روی سلامت بدن تاثیرگذار است. افرادی که احساسات را بروز نمیدهند، بیشتر در معرض ابتلا به بیماریها و ناراحتیهایی هستند شامل: امراض قلبی، فشار خون بالا، خستگی مداوم، ناراحتیهای گوارشی، ضعف سیستم ایمنی و حتی دردهای مزمن عضلانی.
• مشکلات در برقراری ارتباطات: کسی که در ابراز احساسات به مشکل برمیخورد، در برقراری ارتباط عمیق با دیگران دچار مشکل میشوند. به مرور زمان، این مشکلات فاصلههای عاطفی را بیشتر کرده و سوءتفاهمهایی در روابط ایجاد مینماید.
سرکوب احساسات شاید در کوتاهمدت برایتان آرامشبخش باشد، اما در بلندمدت از شناخت شما از خودتان و شکوفا کردن کامل تواناییهایتان جلوگیری میکند.
مشکلات جسمی ناشی از سرکوب احساسات
هنگام پس زدن احساسات ناخوشایند، بدن خود را وارد حالت آمادهباش میکنید. ذهن شاید وانمود کند که چیزی حس نمیکند، اما بدن فریب نمیخورد. در همان لحظه که تصمیم میگیرید احساسات ناخوشایند را نادیده بگیرید، با واکنش فوری سیستم عصبیتان مواجه میشوید. در این حالت:
• ضربان قلب، افزایش مییابد.
• تنفس، کوتاه و سطحی میشود.
• ماهیچهها، منقبض میگردند.
• هورمون استرس یا کورتیزول، در بدن ترشح میشود.
بدن شما در این زمان، تصور میکند در معرض تهدیدی جدی است و وارد وضعیت «هشدار» میشود. وقتی این چرخه فیزیولوژیک بارها و بارها تکرار شود، بدن دیگر فرصت بازگشت به حالت آرامش را پیدا نمیکند و استرس مزمن شکل میگیرد. به بیان دیگر هر بار که احساستان را سرکوب میکنید، بدنتان هزینه آن را میپردازد.
علائم نشاندهنده سرکوب احساسات
سرکوب احساسات، رفتاری پنهان است؛ اما نشانههای آن در گفتار، رفتار و حتی جسم آشکار میشوند. بدن و ذهن، همیشه نشانههایی از این رفتار را بروز میدهند. سرکوب کردن احساسات، با استفاده از این علائم تشخیص داده میشود:
• تمایل افراطی به درست عمل کردن و بیتوجهی به احساسات: در تلاش برای اینکه «درست رفتار کنید»، «منطقی تصمیم بگیرید» یا «عاقلانه واکنش نشان دهید»، احساسات به حاشیه رانده میشوند و سبب میشوند فرد، فقط «عمل کردن» را بلد باشد.
• پرهیز از ابراز نظر واقعی: افرادی که احساساتشان را سرکوب میکنند، معمولاً از ابراز نظر پرهیز وخودسانسوری عاطفی میکنند که آنها را از خود واقعیشان دور مینماید.
• پنهان کردن احساسات پشت جملات فریبنده: عباراتی مثل «همه چیز عالیه!» یا «من خوبم، نگران نباش»، سپری هستند برای پنهان کردن غم یا اضطراب یا خشم فروخورده و در درازمدت، درون انسان را تهی و بیجان میسازند.
• احساس پوچی یا بیحسی عاطفی: با نادیده گرفته شدن احساسات، توانایی تجربه هیجان توسط ذهن از دست میرود و فرد، دچار پوچی و بیحس عاطفی میشود.
• نشانههای جسمی مکرر و بیدلیل: در اعتراض به پنهان کردن حسها، مشکلاتی مانند گرفتگی عضلهها یا تپش قلب رخ میدهد. طبق اعلام پزشکان، منشأ بسیاری از این علائم را باید احساسات فروکشکرده و پردازشنشده دانست.
راهکارهایی برای مواجهه سالمتر با احساسات
بروز احساسات، یکی از سالمترین راههای کنار آمدن با پیچیدگیهای زندگی روزمره است. هنگامی که احساسات خود را میشناسیم و بهدرستی ابراز میکنیم، در واقع به ذهن و بدن خود اجازه میدهیم هماهنگتر و مؤثرتر عمل کنند. نادیده گرفتن یا سرکوب احساسات، باعث میشود تعادل روانی ما به هم بخورد. شما میتوانید با انجام امور ساده اما موثر، ارتباط سالمتری با دنیای درون خود برقرار کنید:
• تمرین ذهنآگاهی (Mindfulness): ذهنآگاهی، به معنای مشاهده افکار و احساسات در لحظه است؛ بدون آنکه قضاوت یا واکنش فوری را شاهد باشیم. با تمرین ذهنآگاهی، میآموزید احساسات را مشاهده کنید و میان «واکنش احساسی» و «پاسخ آگاهانه»، تفاوت قائل شوید.
• یادگیری و تمرین تکنیکهای تنفسی: تنفس، پلی است میان ذهن و بدن. در مواقع اضطراب و خشم، به الگوی تنفس خود دقت کنید. تنفس آرام و دیافراگمی، موجب کاهش تنش عضلانی و تنظیم ضربان قلب میشود و به بدن یاد میدهد که واکنش شدید را رها کرده و پاسخ آرام دهد.
• نوشتن احساسات در دفترچه شخصی: برای تخلیه موثر احساسات، راهی بهتر از نوشتن نیست. با نوشتن احساسات، موجب کاهش شدت هیجانات و نظمدهی به ذهن خود میشوید. به کمک این تمرین، چرخه استرس متوقف میشود.
• مدیتیشن: به یاری مدیتیشن، شما آگاهی عمیقی نسبت به احساسات خود خواهید یافت. در نتیجه، با آرامش ذهنی بیشتر به مقابله با حسهایتان خواهید پرداخت و منعطفتر عمل خواهید کرد.
• تحرک بدنی: انرژی منفی حاصل از احساسات سرکوبشده در بدن را با فعالیتهای بدنی مختلف مثل پیادهروی، یوگا، رقص و غیره میتوانید آزاد کنید و ذهنی آرامتر داشته باشید.
• بیان آزادانه احساسات: گفتگو درباره احساسات، منجر به کم شدن بار روانی آنها میشود. با فردی معتمد که قضاوتتان نمیکند، صحبت کنید و حسهای سرکوبشده را بیرون بریزید. با به اشتراکگذاری احساسات با نزدیکان و افراد معتمد، حس تنهایی رفع شده و دیگران، به شما بیشتر توجه میکنند.
• ریشه احساسات را پیدا نمایید: هر هیجانی، در خود موارد پنهانی دارد؛ مثلا غم، ممکن است پاسخی باشد به ارتباط نداشتن با دیگران. پیدا کردن ریشه و منشأ حسها، به شما در رفع نیازهای واقعیتان کمک خواهد کرد.
• هیجانات منفی را بپذیرید: احساسات مختلف ما شامل ناراحتی و غم، طبیعی هستند. نباید این حسها را در نقش دشمن خود ببینید؛ آنها، شما را در رسیدن به درک و رهایی یاری میدهند.
• مکث کردن: در زمان شدید شدن احساسات، واکنش فوری نشان ندهید و کمی صبر داشته باشید. با کمی مکث و صبر، مانع از اتخاذ تصمیمات عجولانه و نادرست میشوید.
• بر لحظه حال، متمرکز شوید: راه رسیدن به اضطراب یا تشدید آن، در غرق شدن در زمان آینده یا گذشته است. پس، تمرکز خود را بر لحظهای فعلی بگذارید و اجازه دهید حسها ابراز شوند.
• خود را با دیگران مقایسه نکنید: در شبکههای اجتماعی، زندگی دیگران خلاصه میشود به نمایش خوشی ها و پنهان کردن مشکلات. این مسئله، باعث کاهش کارایی فرد تماشاکننده و دوری وی از رشد درونی میشود.
از سرکوب تا آرامش درونی
این را بدانید که احساسات، دشمن ما نیستند؛ آنها، نشاندهنده نیازهای درونی ما هستند. سرکوب کردن آنها، باعث میشود ما از خودِ واقعیمان فاصله داشته باشیم. با شناخت احساسات و پذیرش آگاهانه آنها، از شر فشارهای روانی خلاص شده و به تعادل در ذهن و جسم میرسیم. در کلینیک روانشناسی نیکمایند، متخصصان مجرب به شما در شناخت احساسات و داشتن سلامت روان کمک میکنند. پس، همین حالا اقدام به رزرو وقت مشاوره نمایید.










