سندروم انتظار برای اتفاق بد چیست؟ گاهی اوقات شما با وجود عادی بودن شرایط، حس میکنید قرار است اتفاقات بدی رخ دهد؛ و تنها راه چاره مراجع به مشاوره فردی است. مثلاً موقع رانندگی یا تماشای تلویزیون، ناگهان ترس و دلهره به سراغتان میآید و معمولاً دلیل قانعکنندهای برای این موضوع ندارید. این حس، معروف به «احساس وقوع فاجعه» یا «احساس قریبالوقوع بودن خطر» است که بدون هیچ هشداری ظاهر شده و فرد را دچار اضطراب مینماید. در این مطلب، ابتدا به توضیح این احساس و علائم آن میپردازیم. سپس، دلایل وقوع آن و راهکارهایی برای رفع این مشکل را به شما معرفی خواهیم کرد.
احساس وقوع فاجعه چیست؟
احساس وقوع فاجعه، نوعی حس عمیق درونی است که فرد را وارد حالتی از هراس و دلواپسی میکند و سبب میشود فرد فکر کند اتفاقی بد قرار است بیفتد. معمولاً این اتفاق زمانی رخ میدهد که همهچیز آرام و طبیعی به نظر میرسد و هیچ خطر واقعیای وجود ندارد. همین موضوع، باعث میشود فرد اعتمادش را به ذهن یا بدن خود از دست دهد.
به این مثال دقت کنید تا موضوع برایتان روشنتر شود: شما چند روز دیگر باید یک آزمایش بدهید و روزهای قبل از آن، مدام به این فکر میکنید که نکند نتیجه آزمایش بد باشد و شما بیماری صعبالعلاجی داشته باشید. یعنی مغزتان، احتمالات آینده را مثل تهدید در نظر میگیرد و بدن نیز بر همان اساس، واکنش نشان میدهد.
تجربه هر فرد از این حس، متفاوت از شخص دیگر است. این وضعیت در برخی افراد، بهصورت فکری طاقتفرسا نمود پیدا کرده و موجب ایجاد علائم مثل نگرانی و درماندگی میشود. در برخی دیگر، این حس تجربهای به شکل نابودی یا مرگ ایجاد مینماید. این احساس، حتی بهصورت علائم جسمی هم نمایان میشود.

احساس قریبالوقوع بودن فاجعه
تشخیص نشانههای این حس منفی، کلید درمان آن است. با دانستن علائم چنین احساسی، میتوان به درک بهتر از این موضوع و حل آن کمک کرد. این احساس با توجه به علل رخ دادن آن، علائم احساسی و روحی و جسمی مختلفی دارد که عبارت هستند از:
علائم روحی و احساسی
احساس فاجعه قریبالوقوع، باعث بروز علائم احساسی و روحی متعددی میشود که بر خلقوخو و رفتار فرد تأثیر میگذارند شامل:
- احساس جدا شدن از خود یا واقعیت: برخی افراد احساس میکنند از واقعیت جدا شدهاند یا انگار خودشان را از بیرون تماشا میکنند.
- داشتن افکار مزاحم و تکرارشونده: افکار تکرارشونده درباره خطر، بیماری یا مرگ ممکن است ذهن را اشغال کنند.
- بیحسی عاطفی: بعضی افراد بهجای ترس شدید، دچار نوعی خاموشی احساسی و جدا شدن از محیط میشوند.
- دشواری در تمرکز: اگر متوجه میشوید ذهنتان مدام منحرف میشود یا نمیتوانید روی کارها تمرکز کنید، یعنی احساس فاجعه قریبالوقوع فعال است و شما را آنقدر درگیر نگرانیهای آینده کرده که نمیتوانید در لحظه حال باشید.
- کاهش علاقه به سرگرمیها: فعالیتهایی که قبلاً برایتان لذتبخش بودند، حالا بیشتر شبیه اجبار شدهاند.
- پرسشهای تکراری و نیاز مداوم به اطمینان گرفتن از دیگران
- ترس، وحشت شدید و حمله پانیک بدون محرک مشخص
- ناامیدی، بیقراری، درماندگی یا بلاتکلیفی
- درگیری ذهنی با سناریوهای فاجعهبار
- اضطراب شدید درباره اتفاقات آینده
- اجتناب از موقعیتهای استرسزا
- مرور مداوم سناریوهای مختلف
- احساس از دست دادن کنترل
- حس «از دست دادن عقل»
- بازگشت خاطرات آزاردهنده
- افکار سریع و کنترلنشده
- به تعویق انداختن کارها
- کنارهگیری اجتماعی
- ناتوانی در آرام شدن
- گیجی یا سردرگمی
- آمادهسازی افراطی
- نوسانات خلقی
- تحریکپذیری
- اختلال تمرکز

علائم جسمی
احساس قریبالوقوع بودن خطر، موجب بروز علائم جسمی متنوع و مختل شدن عملکرد روزانه میشود شامل:
- احساس سرگیجه و ضعف: ممکن است احساس کنید در حال غش کردن هستید یا تعادل خود را از دست دادهاید.
- بیحسی یا گزگز: معمولاً در دستها، پاها یا صورت ایجاد میشود و اغلب، ناشی از تنفس سریع است.
- لرزش شدید یا احساس سرما: ممکن است ناگهان عرق سرد کنید یا احساس سرما و لرزش داشته باشید.
- افزایش ضربان قلب یا تپش قلب: قلب با سرعت زیادی میتپد، زیرا بدن وارد وضعیت هشدار میشود.
- گرفتگی و درد در قفسه سینه، بهویژه سمت چپ: ممکن است به شکل فشار، سنگینی یا درد ظاهر شود و بهویژه اگر ناگهانی باشد، باید جدی گرفته شود.
- تنگی نفس، تنفس سطحی یا سریع: ممکن است احساس کنید نمیتوانید بهدرستی و کافی نفس بکشید و همین موضوع، اضطراب را تشدید کند.
- اسپاسم عضلانی در گردن، فک، شانهها، پشت و معده
- احساس درد و ناراحتی عمومی در بدن
- دلدرد، تهوع، اسهال یا ناراحتی معده
- سردردهای مزمن و تنشی
- کاهش یا افزایش اشتها
- تعریق شدید
- خشکی دهان
- اختلال خواب
- خستگی مداوم
تکرار این علائم در طول زمان، زندگی روزمره را مختل میکند و تأثیر قابلتوجهی بر سلامت روان میگذارد. این نشانهها که در هر فرد متفاوت میباشند را ممکن است بهتنهایی یا بهصورت ترکیبی مشاهده نمایید و تجربه کنید. با مشاهده چنین علائمی، بهتر است فوراً به متخصص سلامت روان مراجعه کنید.

احساس فاجعه قریبالوقوع
این احساس، میتواند در اثر اختلالات جسمی و روانشناختی مختلف ایجاد شود که عبارت هستند از:
دلایل روانشناختی
- اضطراب: نگرانی بیش از حد و کنترلناپذیر، یکی از نشانههای اصلی اضطراب است؛ این نگرانیها، گاهی درباره گذشته و گاهی درباره آینده هستند. در این شرایط، افراد معمولاً درگیر افکار منفی و مضطربکننده میشوند که سبب بروز حس ترس و ناامنی میشود.
- استرس: افرادی که مدت زیادی درگیر استرس هستند، دائما حس میکنند ممکن است اتفاق بدی بیفتد.
- اختلال استرس پس از سانحه (PTSD): افرادی که رخدادهای ناگوار مانند زلزله یا تصادف را از سر گذراندند، ممکن است درگیر چنین اختلالی شوند؛ آنها مدام خاطرات آسیبزا را مرور کرده و مدام در ترس از رخ دادن اتفاقات بد، غوطهور میشوند.
- حملات پانیک: افرادی که دچار حملات پانیک میشوند، اغلب حس دیوانگی دارند و سبب ایجاد حس از دست دادن کنترل میشوند؛ گرچه این احساسات پس از مدتی کم میشوند، اما ترس از تکرار شدنشان موجب تقویت احساس فاجعه قریبالوقوع میشود.
- اختلال وسواس فکری-عملی (OCD): در افرادی که چنین وسواسی دارند، احساس فاجعه معمولاً رخ میدهد. حس ناامنی این افراد، معمولاً ارتباط مستقیمی با وسواسها و رفتارهای اجباری دارد. نمونههایی از وسواسها، شامل موارد زیر میباشند:
- نیاز شدید به نظم و تقارن و مرتب کردن اشیا به شکل خاص
- افکار مزاحم درباره موضوعات ممنوعه یا حساس
- چک کردن مداوم دربها و قفلها
- ترس از دست دادن کنترل رفتار
- نگرانی درباره گم کردن چیزی
- ترس از آلودگی و میکروب
- تکرار کردن برخی کلمات
- تمیزکاری وسواسگونه
- شستن مکرر دستها
- شمردن
- اختلال اضطراب فراگیر (GAD): اضطراب و ترس مداوم، بیقراری، خستگی، سردرد، بیخوابی و درد معده، اثراتی هستند که در اثر این اختلال ایجاد شده و زندگی روزمره را مختل میکنند.
- اختلال دوقطبی: اختلال دوقطبی، خلق و خو و انرژی و تمرکز فرد را تغییر میدهد و با علائمی مانند ناامیدی، غم، احساس بیارزشی، افکار خودکشی و اختلال خواب همراه میباشد.
- افسردگی: افسردگی، از دلایل رایج احساس ترس و هراس کنترلناپذیر است و معمولاً علائم روانی و جسمی ایجاد میکند مثل: غمگینی، احساس بیارزشی و ناامیدی ، بیتفاوتی، احساس گناه، سردرد، اختلال خواب، مشکل تمرکز یا افکار خودکشی.
- بازگشت آسیبهای روانی گذشته: احساسات منفی مانند حس فاجعه قریبالوقوع، اغلب با سابقه تروما مرتبط هستند و حوادثی مانند تصادف، مرگ ناگهانی عزیزان یا تجربههای آسیبزای طولانیمدت، این حس را فعال میکنند. در نتیجه، مغز واکنش «جنگ یا گریز» را فعال میکند تا مانع از تجربه دوباره آسیبها شود. حتی وقتی خطری وجود ندارد، مغزمان به اشتباه در تلاش برای محافظت از ماست که همیشه مفید عمل نمیکند.
- اضطراب سلامت: انتظار برای نتایج آزمایش یا مراجعه پزشکی، میتواند بسیار طاقتفرسا شود.
- اضطراب اجتماعی: فرد، مدام نگران قضاوت دیگران و شرمسار شدن احتمالی است.
- اوتیسم: عدم تحمل ابهام و حساسیتهای حسی، بسیار استرسزا میباشد.

دلایل جسمی
- آنافیلاکسی: یک واکنش آلرژیک شدید و ناگهانی است که موجب درگیر شدن بدن میشود. علائم آن که اغلب با حس قریبالوقوع بودن فاجعه همراه هستند، عبارت هستند از: مشکلات تنفسی، تورم گلو، کهیر، ضربان قلب بالا، سرگیجه، خارش، کهیر یا بثورات پوستی، تورم صورت، لبها یا اندامها، تنگی نفس، خسخس یا سرفه، سبکی سر یا غش، افت فشار خون، تهوع و استفراغ، گیجی.
- واکنش به انتقال خون: ممکن است برخی واکنشهای شدید ناشی از تزریق خون، موجب ایجاد احساس ناگهانی و شدیدی از فاجعه شوند که احتمالاً همراه با واکنش آلرژیک یا تخریب گلبولهای قرمز باشد.
- بیماریهای زمینهای: یکی از دلایل دشواری مدیریت حس فاجعه قریبالوقوع، این است که بعضی افراد آن را قبل از بیماریهای تهدیدکننده و یا در اثر مصرف داروها تجربه میکنند. همچنین افراد مبتلا به بیماریهای سخت یا لاعلاج و خانوادههایشان، ممکن است دائماً احساس فاجعه و ترس از پیشرفت بیماری داشته باشند.
- صرع و تشنج: افرادی که به صرع یا برخی تشنجهای غیرصرعی مبتلا هستند، احتمالاً حس ترس و فاجعه را پیش از بروز حملات تجربه میکنند. احساس قریبالوقوع بودن فاجعه در زمان صرع، ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- دیدن، شنیدن یا بوییدن چیزهایی که وجود ندارند.
- حرکات تکراری یا غیرارادی
- یادآوری غیرارادی خاطرات
- از دست دادن هوشیاری
- دیدن نورهای چرخان
- تغییر ناگهانی خلق
- خیره شدن به فضا
- شنیدن موسیقی
- حس دژاوو
- بههوش آمدن در زمان جراحی: گاهی افراد هنگام جراحی، بهطور موقت از بیهوشی خارج میشوند که همین موجب ترس و وحشت آنان میشود.
- فئوکروموسیتوما: نوعی تومور است که شدیداً موجب ترشح هورمونهایی مانند آدرنالین و نورآدرنالین شده و سبب افزایش فشار خون، تپش قلب، تعریق و حس فاجعه میشود.
- حمله قلبی: وقتی که عضله قلب به دلیل کاهش یا انسداد جریان خون آسیب ببیند، حمله قلبی رخ میدهد. گاهی درست قبل از حمله قلبی، احساس قریبالوقوع بودن فاجعه ظاهر میشود که ممکن است نشانهای اخطارآمیز درباره واکنش شدید بدن به فشار جسمی باشد.
- اختلال ADHD: درک نامنظم زمان و تنظیم هیجانات در افراد مبتلا به آن، میتواند اضطراب را شدیدتر کند.
- آمبولی ریه: زمانی رخ میدهد که یکی از شریانهای ریه مسدود شود و معمولاً به دلیل لخته شدن خون اتفاق میافتد. از نشانههای این وضعیت اورژانسی، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- ترس شدید و احساس فاجعه
- تنگی نفس
- درد قفسه سینه
- غش
- سرفه مداوم
- سرفه خونی
- ضربان نامنظم قلب
- اختلال در انتقالدهندههای عصبی مانند: سروتونین، نوراپینفرین، GABA
- مصرف زیاد کافئین یا الکل
- درد در فک، گردن یا پشت
- درد یا فشار در شانه یا بازو
- تجربه شکست یا تحقیر
- درد یا فشار قفسه سینه
- سبک زندگی نادرست
- محرکهای محیطی
- رویدادهای اجتماعی
- از دست دادن شغل
- دشواری در تنفس
- تفکر صفر و صدی
- سرگیجه یا ضعف
- آزمایش پزشکی
- تغذیه نامناسب
- خاطرات منفی
- عوامل زیستی
- کمبود خواب
- مسمومیتها
- کمالگرایی
- مهاجرت
- امتحان
- تهوع
راهکارهای فردی برای مدیریت خطر
وقتی درگیر چنین حسی میشوید، درست فکر کردن بسیار سخت میشود و ممکن است احساس ناتوانی داشته باشید. اضطراب و ترسهای شدید، تأثیر زیادی بر سلامت و کیفیت زندگی دارند و باید مدیریت و متوقف شوند. برای توقف این چرخه و رفع چنین مشکلی، راهکارهای فردی وجود دارند که عبارتند از:
- تمرین ذهن آگاهی
برای مدیریت حس منفی احساس وقوع فاجعه، باید از ابزار قدرتمند ذهنآگاهی استفاده کرد. با تمرکز بر لحظه حال، نگرانیها درباره آینده کمتر میشوند و آرامش شما افزایش خواهد یافت.
- استفاده از تکنیکهای آرامسازی
با تکنیکهای آرامسازی تدریجی عضلات، تصویرسازی ذهنی، مدیتیشن و حرکات کششی آرام، قادر به آرامش بخشیدن به ذهن و بدن خواهید بود.
- مدیریت تنفس
در زمان اضطراب داشتن، تنفس بهصورت سطحی و سریع انجام میشود. انجام تمرینهای تنفسی مانند تنفسهای عمیق و شکمی با بازدمهای طولانی و آرام، باعث خروج بدن از حالت جنگ یا گریز میشود تا اضطراب و تنش عصبی و ضربان قلب کاهش یابد. (برای تنفس شکمی، شکم باید بیشتر از قفسه سینه بالا و پایین برود.)
- روبرو شدن با ترسها
مواجهه با موقعیتهای مضطربکننده بهصورت تدریجی، بسیار کمککننده است. با شروع از قدمهای کوچک و به رسمیت شناختن مقاومت خود، کمک زیادی به خود میکنید.
- تکنیک گراندینگ یا زمینگیرسازی ذهن
تکنیکهای زمینگیر کردن آرامسازی ذهن مانند روش ۵-۴-۳-۲-۱ در برگرداندن توجه به زمان حال، بسیار موثر هستند. (روش ۵-۴-۳-۲-۱، به این صورت است: در ذهن یا با صدای بلند بگویید و یا روی کاغذ بنویسید: ۵ چیزی که میبینید، ۴ صدایی که میشنوید، ۳ چیزی که لمس میکنید، ۲ بویی که به مشامتان میرسد و ۱ مزه یا حس بدنی. در نتیجه این فرآیند، نشخوار فکری کم شده و حملات اضطرابی کاهش مییابند.)
- درگیر کردن ذهن
یکی از اشیای اطراف خود را در نظر بگیرید و روی آن تمرکز کنید تا ذهن از ترس دور شود. شکل، رنگ و جزئیات آن شی را نزد خود، بهخوبی توصیف نمایید تا حواس شما پرت شود. انجام کارهایی مانند حل جدول، انجام بازیهای فکری، مطالعه کتاب و گوش دادن به موسیقی هم در پرت کردن حواس موثر هستند.

- گوش دادن به اصوات آرامشبخش
صداهای آرامشبخش یا ASMR مانند آوای باران و صداهای طبیعت، موجب کاهش ضربان قلب و آرام شدن مغز میشود.
- انجام بازی «سه دستهبندی»
سه موضوع (مانند فیلم، غذا و حیوانها) را در نظر بگیرید و از هرکدام تا جایی که ممکن است، مثال بزنید تا ذهن از چرخه اضطراب خارج شود.
- نامه نوشتن برای عزیزان
هنگامی که احساس قریبالوقوع بودن خطر مرتبط با بیماریهای جدی یا نگرانیهاست، نوشتن نامه به عزیزان آرامش را به شما بازمیگرداند و کمک میکند فرد، حس معنا داشته باشد.
- بهصورت منظم، فعالیت بدنی داشته باشید.
- غذای سالم و مقوی بخورید.
- خوب بخوابید.
- از خانواده و دوستان، حمایت بخواهید.
- در گروههای حمایتی یا انجمنهای مرتبط با اضطراب و افسردگی عضو شوید.
- هدفهای واقعبینانه داشته باشید.
- پیشرفتهایتان هرچند کوچک، باید مداوم باشند و مورد تقدیر واقع شوند.
- احساسات خود را بنویسید و الگوهای اضطراب را بررسی کنید.
راهکارهای تخصصی برای مدیریت احساس قریبالوقوع بودن خطر
تکنیکهای نامبردهشده برای مدیریت احساس وقوع فاجعه، در لحظه مفید هستند؛ اما برای مدیریت بهتر این مشکل، بهتر است از درمانهای تخصصی استفاده کرد شامل:
- درمان شناختی-رفتاری (CBT): در این روش، افکار و رفتارهای مرتبط با احساس فاجعه بررسی میشوند تا چرخه ترس متوقف شود.
- درمان پذیرش و تعهد (ACT): در این روش، فرد از جنگیدن با احساساتش دست برمیدارد و آنها را میپذیرد تا علتشان را بهتر درک کند.
- استفاده از تکنیکهای جسممحور (Somatic): وقتی حسهای وقوع فاجعه با تروما و حملات پانیک در ارتباط باشند، درمانگر تکنیکهای مخصوصی را به فرد آسیبدیده آموزش میدهد تا واکنشهای جسمی وی را آرام نماید.
- دارودرمانی: پزشک متخصص با در نظر گرفتن شرایط فرد، داروهای ضداضطراب یا ضدافسردگی تجویز مینماید.

برای تشخیص معضل احساس قریبالوقوع بودن خطر، چه راههایی وجود دارد؟
برای تشخیص این مشکل، تست اختصاصی وجود ندارد و تشخیص، از روشهای مختلف انجام میشود مانند:
- عکسبرداری از قفسه سینه، MRI و CT اسکن
- ارزیابی علائم و سابقه روانشناختی
- بررسی سابقه پزشکی و داروها
- پرسشنامههای اضطراب
- بررسی سابقه روانی
- نوار قلب (ECG)
- مصاحبه بالینی
- مشاهده رفتاری
- اکوکاردیوگرافی
- آزمایش خون
- آنژیوگرافی
چه زمانی باید از متخصص کمک گرفت؟
درخواست کمک از یک شخص حرفهای، نشانه شجاعت و اولین قدم مهم برای بازگرداندن آرامش است. اگر احساس وقوع فاجعه:
- با افسردگی، اختلال اضطراب فراگیر و سایر مشکلات روانی همراه شود،
- استفاده از راهکارهای مقابلهای را برایتان سخت یا طاقتفرسا نماید،
- موجب شود در شرایط آرام هم نتوانید احساس امنیت کنید،
- سبب شود مدام علائم خود را در اینترنت جستجو کنید،
- به بخشهای بیشتری از زندگی گسترش پیدا کند،
- بر روابط یا کارهای روزمره شما تأثیر بگذارد،
- خواب و سلامت جسمی را مختل کند،
- شما را از فرصتها و روابط دور کند،
- عملکرد روزانه را کاهش دهد،
- مداوم و کنترلناپذیر شود،
بهتر است با درمانگر صحبت کنید.
کلام آخر
ما در این مطلب، به بررسی دلایل ایجاد این حس پرداختیم و پیامدهای آن را بررسی کردیم. در ادامه، راهکارهای فردی و حرفهای برای رفع آن را معرفی کردیم. «احساس وقوع فاجعه» یا «احساس قریبالوقوع بودن خطر»، بسیار ترسناک است؛ مخصوصاً وقتی نتوانید دلیلی برای آن بیابید. این تجربه گیچکننده، قابلیت درمان و مدیریت دارد و با راهکارهای فردی و حرفهای، میتوان در صدد رفع آن برآمد. مشاوره با درمانگران موسسه روانشناسی و روانپزشکی نیکمایند به شما کمک میکند ریشه این احساسات را بهتر درک کنید، سیستم عصبی خود را آرامتر کنید و دوباره به بدن و ذهن خود اعتماد پیدا کنید.






